سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
31
طب در دوره صفويه ( فارسى )
به اين صورت از ميرزا محمد اسد على به عمل آمده است بدون شك مىتوان گفت كه او تاجر بوده است . از شواهد امر چنين استنباط مىگردد كه محمد مهدى با تاليف كتاب زاد المسافرين خواسته است به تمام سؤالات طبى كه يك مسافر در حين مسافرت با آنها مواجه مىگردد جواب داده باشد . كتاب مشتمل بر دو بخش است : در بخش اول مؤلف قوائد اوليهاى را كه هر مسافرى بايد بداند و اين كه چطور بايد خود را از شر گرما و سرما محفوظ نگاهدارد و چه بايد بخورد و چه بايد بياشامد و چطور بايد اسب خود را تيمار نمايد شرح داده است . در فصل دوم هم گفته است كه مسافر چطور مىتواند بدون مراجعه به پزشك شخصا برخى بيمارىهاى خود را از جمله مارگزيدگى و مسموميت ناشى از ترياك را درمان نمايد . در آخر كتاب نيز از اشكالاتى كه مراجعات مكرر مشترىها و تغييرات ناگهانى و بزرگ و پشت سر هم سياسى در تحرير اين كتاب برايش فراهم كرده بودند شكايت نموده است . از زاد المسافرين محمد مهدى نسخ خطى فراوانى وجود دارد ، بطورى كه تنها در كتابخانه دانشكده طب تهران هفت نسخه از آن يافت مىگردد « 15 » و شنيدهام كه در سال 1275 نيز چاپ گرديده است . دو كتاب ديگر نيز وجود دارد كه به نويسندهاى به همين نام منسوب هستند . يكى معادن التجربت است كه بنا به عقيده فوناهن « 16 » كتابى است كه داروها در آن بر طبق نظام الفبائى شرح داده شدهاند . كتاب دوم هم مخزن اسرار الاطبا نام دارد . من هيچيك از اين دو كتاب را شخصا نديدهام و شك دارم كه توسط محمد مهدى بن علىتقى مؤلف زاد المسافرين نوشته شده باشند زيرا در نسخه خطى زاد المسافرين كه من دارم نويسنده نام پدر خود را علىتقى ذكر كرده است در حالى كه عزيز پاشا اسم پدر نويسنده دو كتاب اخير را محمد جعفر قيد كرده است . در اينجا به بحث خود در اطراف اطبا و كتب طبى پايان داده و به شرح مراكز درمانى و بيمارستانهاى دورهء صفويه مىپردازيم . نتايج تحقيقات من در اين زمينه چندان جالب توجه نيست زيرا در وحلهء اول مطالب بسيار كمى درباره مراكز درمانى و بيمارستانهاى دورهء صفويه نوشته شده است . بدون شك مشعشعترين دوره از نظر ساختن بيمارستانها در دنياى اسلام دورهاى بود كه پزشكان تحصيل كردهء دانشگاه جندىشاپور به بغداد رفتند و در مقر سكونت خلفا به كار پرداختند و من در كتاب تاريخ پزشكى ايران نسبتا به تفصيل درباره بيمارستانهاى بغداد كه اغلب بدست پزشكان ايرانى مىچرخيدند صحبت كردهام و همانطور كه در آنجا هم تذكر دادهام اين مراكز ، متاسفانه سالها قبل از آنكه بساط خلافت به دست مغولها برچيده شود ، از بين رفتند ، و پس از آمدن مغولها بقاياى آنها نيز به كلى نابود گرديد و از آنچه هم كه به صورت نيمه مخروبه در شهرهاى ديگر باقى ماند ، بعدا به بدترين وجه
--> ( 15 ) - اين كتب اينك در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران نگاهدارى مىگردند ( مترجم ) ( 16 ) - Fonahn